گفتگوی من و یک دوست
چندی پیش در وبلاگی دیدم که نوشته اند:
به فتوای تمامی مراجع تقليد تراشيدن ريش برای
مردان حرام است و حداقل بايد در حدی باشد که
سياهی صورت مرد قابل تشخيص باشد
من در جواب آن نوشتم:
خدایی که اختيار دين انسان را به او داده است، اختيار موی سر و صورتش را هم به او داده است. بيش از اين مردم را از دين خدا فراری ندهيد.
او در جواب من نوشت:
بسمه تعالی. دوست عزیز و با غیرت ایرانی. با تشکر از اظهار نظر شما در مورد بخش احکام سایت بسیج مسجد ثامن الائمه (ع) به استحضار می رساند ، مسلمان در انجام تکالیف دینی خود یا باید شخصا صلاحیت استخراج احکام از منابع فقهی را داشته باشند یا از شخص دیگری (مرجع تقلید) تقلید نمایند. در مورد مساله ای که گفته شد اکثریت مجتهدین اتحاد نظر دارند که تراشیدن ریش حرام است . اینکه ما دلیل حکمی را ندانیم، توجیه قابل قبولی برای عدم اجرای آن نیست . البته تحقیق در مورد احکام از وظایف همه مسلمانان است ولی فرض بر اجرای احکام قرار دارد.
و من در جواب وی نوشتم:
به نام خدا
با سلام. نوشتن مطالب زیر را لازم می دانم:
۱) همه ما در قبال دين خدا مسئول هستيم. ما وظيفه داريم پيام الهی را به گوش همه انسانها برسانيم و همه را به دين خدا دعوت کنيم. حال باید اين وظيفه را به بهترين صورت، با استفاده آخرين دستاورد های علوم و دانش و با توجه به سطح علمی و فهم و اندیشه مخاطبانمان انجام دهيم. فهم و دانش مردم امروز به حدی رسيده است که ديگر نم توان و نبايد با آنها با استفاده از کلماتی چون: بايد، نبايد، حرام و مانند اينها سخن گفت. جوانان و حتی کودکان امروز همه چيز را با عقل منطق می سنجند و تا قانع نشوند، نمی پذيرند. بايد با عبارات امروزين با آنان سخن گفت و برای تک تک کلمات و حروف ، دليل و برهان آورد.
۲) من تراشيدن يا نتراشيدن موی سر و صورت را جزء تکاليف دينی نمی دانم که بخواهم درباره آن تقليد کنم. حد دين بالاتر از اينگونه مسائل شخصی و فردي است. من که با شناختی که از اعمال و رفتار خودم از زمان کودکی تا امروز دارم، خود را بنده خوب خدا می دانم، در اموری که خود قادر به فهم و درک آن هستم، هرگز از کسی تقلید نمی کنم.
۳) با جمله ماقبل آخر شما درباره عمل به اموری که دليل آن را نمی دانيم، اصلا موافق نيستم. من بالعکس فکر می کنم، انسانی که بدون دانستن دليل حکمی بدان عمل می کند، در حالی که می تواند با پرسش و تحقيق آن را بيابد، موجود تنبلی است که به خود و خالق دانا و توانای خود توهین کرده است. خاک بر سر انسانی که در سده بیست و یکم که علوم و فنون تا این حد پیشرفت کرده است که انسان ذرات نادیدنی را می شکافد و پای در سماوات و کرات می گذارد، در امر تراشیدن یا نتراشیدن موی صورتش هنوز به نتیجه نرسیده و نمی داند چکار کند. پس من با اجازه شما، جمله مذکور را چنین می خوانم: اینکه ما دلیل حکمی را ندانیم، توجیه قابل قبولی برای اجرای آن نیست.
۴) نمی دانم تناقض موجود در بين برخی جملاتتان را چگونه تو جيه خواهيد کرد: وظيفه تحقيق ـ فرض بر اجرا.
۵) من فقه را تنها منبع شناخت احکام و مسائل ساده و يا پيچيده امروز بشری نمی دانم و معتقدم مسلمانان بايد از همه علم الهی و بشری برای زندگی شخصی و اجتماعی، تبليغ دينی، مديريت اجتماعی و غيره استفاده کنند و نباید با اکتفا به فقه غير پويا و چشم پوشی از لوازم و منابع ديگر، خود و دين خدا را در برابر رقيبان يا دشمنان مسلح ، خلع سلاح کنند.
۶) خواهشمندم به حيرانی و بی هدفی جوانان امروز و دلايل و عوامل اين حيرانیها و کجرويها بيشتر توجه فرماييد و تا دير نشده ، راه جذب آنان را به دين خدا و اخلاق نيکو در پيش گيريد و با تکرار غيرضروری و حتی مضر بايد و نبايدها خشک و بيمورد، شاهد از دست رفتن حاصل سده ها کوشش و مجاهدت، مجهور ماندن احکام الهی، عقب ماندگی کشور، انحطاط ، فقر، فساد ، و... نباشيد.
۷) بیایید نشانگر بازخور سيستممان را روشن کنيم و به ديده شک و ترديد در روشهای گذشته مان بنگريم و راهی نوين برای به دست آوردن از دست داده هايمان بيابيم . جوانانی که انقلاب کردند و جبهه رفتند، فرزندان همین آب و خاک بودند، پس چه شده است که جوانان امروز اینگونه شده اند؟ شاید روشهای اجرا شده اشتباه بوده اند. پس باید طرحی نو در انداخت.
۸) در پايان از شما می پرسم: آيا پيامبر خدا (ص)دعوتش را با روشهای دفع کننده آغاز کرد که شما وبلاگتان را با يک حکم دفع کننده ( درست يا نادرست) آغاز کرده ايد؟ آيا بهتر نبود با روشهای جذب کننده، کارتان را آغاز می کرديد و بعد در زمان مناسب تری اين حکم را مطرح می ساختيد؟ شايد شما نيز برای عده ای خاص می نويسيد و يا به رسالت پيامبرگونه بودن همه مسلمانان اعتقاد نداريد. به نظر من، مسلمانان بايد پيوسته پيامبرگونه عمل کنند و در اجرای رسالتشان شرايط زمانی و مکانی و شرایط دعوت و مخاطبشان را بسنجند. خواهشمندم به گفته هایم بیندیشید و برای من با زبان من( بدون استفاده از کلمات: باید و نباید و حلال و حرام ) با روش ارائه دليل و منطق ، بنويسيد تا بتوانم بفهمم و سپس بپذيرم و بعد عمل کنم.
با آرزوی موفقيت برای شما. بدرود.
