تبليغاتX
ایران من و شما

ایران من و شما

ای آزادی! من به دانستن از تو نیازمندم، بگو هر لحظه کجایی، چه میکنی تا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم

شمعي برافروزيم

                                               به نام یزدان پاک

((  ما سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهیم، مگر آنکه خود سرنوشت خویش را تغییر دهند. )) قرآن کریم.

به همه دوستاني كه در وبلاگهايشان به اين و آن فهش و ناسزا مي نويسند و یا از عده اي ديگر تعريف و تمجيد مي كنند، بايد گفت:

          فارغ از هر زنده باد و مرده باد ....... سر به راه مملكت بايد نهاد

                                              و

        به تاريكي ناســــــزا نگوييـم ...... هر يك شــمعي برافـروزيـم

با فریادهای مرده باد و زنده باد كه بر احساسات كور وابسته است و از عقل و درايت بي بهره، بيشترين كاري كه برمي آيد، بروز انقلابي ديگر و تكرار تلخيها و اشتباهات پيشين است. آغاز نهضت آگاهي بخشی و آگاهي دادن به همه ، به ويژه توده مردم، راهكار كارآمدي است كه موجب مي شود ديگر صاحبان زر و زور و تزوير نتوانند از احساسات مذهبي و ملي عوام در راه رسيدن به خواسته هاي نامشروع خويش استفاده كنند. 

همه آگاهان و روشنفكران را به پيوستن به نهضت بزرگ آگاهی دادن به توده مردم دعوت مي كنیم. شما چه مي گوييد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساعت 8:24  توسط هوشنگ ایثاربخش  | 

عیدی محقرانه

تقدیم به یک کودک گرسنه و محروم در یکی از 

کوچه های سرزمین پر از ثروت ایران...

چند عکس گلچين شده بسيار زيبا در دهکده سبز داتکام

و کودکانی که شب عید، خواب سبزه  و سیب دیدند

 و  دست کوچکشان از عیدی، و سفره عیدشان از میوه و آجیل خالی بود....

!دو عکس واقعي از خداوند در دهکده سبز داتکام

و کودک غمگینی که ماهی قرمز کوچکش، پیش از تحویل سال،

مرد.......................

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 21:40  توسط هوشنگ ایثاربخش  | 

سرگشته ام

 

مدتی است سرگشته ام و هر روز بر آن افزوده می شود و نیک می دانم که این سرگشتگی سرانجام مرا از پا خواهد انداخت. فریادهای فروخورده سرانجام متلاشی ام خواهند کرد و من حتی پس از مرگ نگران ایرانم خواهم بود. از خودم بیزارم که چرا نمی توانم کاری بکنم و چگونه زنده ام وقتی پرپرشدن مدام گلها و غنچه های ایران زمین را می بینم. چگونه زندگی کنم. کار کنم و مطلب بنویسم وقتی که دختران سرزمین مهر و پسران سرزمین کاوه و آرش به چنین روزی افتاده اند: سرگشته، بی هدف، بی غرور  و ........

چه باید کرد؟

چه باید کرد؟

چه باید کرد؟

از خودم بیزارم. بیـــــــزار!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 20:29  توسط هوشنگ ایثاربخش  |