به نام خداوند محمد، پيام آور آزادي ، عرفان و برابري
سلام
سالگرد شهادت معلم آزادي، عرفان و برابري ، دكتر علي شريعتي ، را به همراه همۀ دوستان و انسانهاي حق طلب گرامي مي داريم.
امروز ما بيش از هر زمان ديگري به شريعتي و ايده هاي روشنگرانۀ او نيازمنديم. اگر ما به مسئوليتهايي كه شريعتي براي يك روشنفكر مسئول برشمرده است، عمل مي كرديم، امروز به اينجا نمي رسيديم.
پيام شريعتي را در چند كلمۀ ساده، اما سنگين، مي توان خلاصه كرد:
انديشيدن و به انديشه واداشتن ، آگاه شدن و آگاهي بخشيدن ، ترديد و شك در همۀ آموزه هاي سنتي و موروثي و بازخواني آموزه هاي ديني و اعتقادي ، شجاعت نه گفتن و عصيان در برابر صاحبان زر و زور و تزوير، خواندن و خواندن و خواندن ، نوشتن و نوشتن و نوشتن... ( قلم توتم من است... دستم را قلم مي كنم و قلم را نمي گذارم... )
نامش و يادش در هميشۀ تاريخ، بلند و سرفراز باد....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 17:17  توسط هوشنگ ایثاربخش
|
به نام خدا
بیش از چند روز تا انتخابات نمانده است و این بار با همه ی انتخابات پیشین فرق دارد. همه سردرگمند و من در این چند روز کمتر کسی را دیده ام که در این باره تصمیمی جدی گرفته باشد. آنان که تاریخ جهان و ایران ، به ویژه تاریخ انقلاب مشروطه را مطالعه کرده بودند و بیست و چند سال پیش به قانون اساسی رای* آری *ندادند، پیش بینی چنین روزهایی را می کردند. دیر یا زود باید مردم ایران بدین جا می رسیدند. مردم ایران یک بار دیگر در یک موقعیت خطیر قرار گرفته اند. اکنون در خیابانها و محافل گوناگون ، خیل مردمی را می بینید که کاسه ی * چه کنم؟ چه کنم؟ * به دست ، نه راه پس دارند، نه راه پیش . آیا به کسانی رای دهند که در بی قواره بودن جامه ی ریاست جمهوری بر قامت آنها کوچک ترین شکی ندارند ؟ یا با رای ندادن ، اجازه بدهند شخصی رییس جمهور شود که ظرفیت و توانایی این جایگاه را ندارد.... ؟ برای یک لحظه چشمانتان را ببندید و روزی را مجسم کنید که به دلیل قهر ما با صندوقها، * یکی از آنها که نباید * زمام امور را به دست گرفته است.
رای بدهم؟ به چه کسی رای بدهم؟ رای ندهم؟ اگر فلانی سر از صندوق در آورد، چه کنم؟ خدایا چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 18:45  توسط هوشنگ ایثاربخش
|
۱) تحقیق درباره شادی و غم را آغاز کرده ام، اما باید منابع بسیاری را برای آماده کردن هر مقاله بخوانم، فیش برداری کنم و روی آنها کار کنم تا مطلب مناسبی تهیه شود. کارهای بسیاری برای انجام دادن دارم و زمان بسیار کمی از 24 ساعت شبانه روز مال من است. من ۱۲ ساعت از شبانه روزم ( یعنی نصف عمرم ) را در ازای ماهی 150000 تومان به دولت فروخته ام و ۱۲ ساعت باقی نیز صرف رفع خستگی ۱۲ ساعت نخست و آماده شدن برای کار فردا می شود. اما من چه ارزان آزادیم را فروخته ام . افسوس. افسوس.... برای لقمه ای نان.... اگر شغل من تحقیق و نوشتن نبود و اگر قلم ، ابزار کارم و مونسم و یاورم نبود ، همین فردا محل کارم را ترک می گفتم و .... . تنها دلخوشیم ، نوشتن برای ایران و این برای من بیش از داشتن شغلی برای درآوردن لقمه ای نان است.
۲) نوای زیبا و دلنواز اذان موذن زاده ، با رویاها و خاطرات کودکی من و افطارهای به یادماندنی ماه رمضان پیوند خورده است و من هرگز آواز خدایی مرحوم موذن زاده را فراموش نخواهم کرد. او دیروز درگذشت. روحش شاد باد....
۳) تصمیم دارم در کنار مسائل بنیادین ، درباره ی مسائل مهم روز بیشتر بنویسم .
+ نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 2:23  توسط هوشنگ ایثاربخش
|