تبليغاتX
ایران من و شما

ایران من و شما

ای آزادی! من به دانستن از تو نیازمندم، بگو هر لحظه کجایی، چه میکنی تا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم

عدالتخواهی

 

اگر چه من نیز معتقدم توسعه سیاسی و رسیدن به دموکراسی، روندی تدریجی است و باید در این راه از افراط و تفریط پرهیز نمود، اما باید دانست در این دوره ی ریاکاری و چاپلوسی و " نان به نرخ روز خوری " که اپیدمی شده است و فراگیر، و در زمانی که مردم از درخواست حقوق خود و ابراز عقیده و رای خویش ناتوان یا ترسانند، انسانهایی هستند که منشا مرض و بیماری را یافته و کوشیده اند"نه با مبارزه مسلحانه و راه انداختن خون و خونریزی"، بلکه با سلاح مقدس قلم ، مردم را آگاه کنند و حقوقشان را بنمایند و در این راه نه دست به معامله های پشت پرده ی نفرت انگیز زدهن و نه حقیقت را فدای مصلحت و مصلحت اندیشیهای پست نموده اند.

افسوس که امروز خواستن حق و درخواست عدالت و شایسته سالاری، تعبیر به افراط گری می شود و ساکت ماندن و راضی شدن به ستم و ترسان به گوشه ای خزیدن، سیاست ورزی و اندیشه ورزی.

گویند عالمی بر پای رییس دزدانی که به دار آویخته شده بود، بوسه زد و گفت: به پای کسی که در راه هدفش تا این حد بالا رفته است، بوسه باید زد.

اما دوره ی قهرمان سازی و فرد پرستی گذشته است. همه باید در راه رسیدن به هدفمان و رسیدن به عدالت و آزادی و توسعه، مردانه تا پای جان بیایستیم.

یاد همه کسانی که در راه آزادی، عدالت و سرفرازی ایران تا پای جان ایستادند تا سرفرازی ابدی نصیب آنان و سرافکندگی و نفرین ابدی نصیب قاتلان آنان و ترسویان جامعه باشد، گرامی باد.....

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 16:57  توسط هوشنگ ایثاربخش  | 

شرمنده ام... مرا ببخشید...

 

سلام

        با عرض پوزش از  همه دوستان عزیزی که سرافرازم کرده و به تارنگار این کمترین سر زدند، در حال آماده کردن مقاله ای درباره شادی و غم در قرآن هستم و اگر خدا بخواهد، به زودی به روز می کنم. کار سنگین و زمان بری است و دقت بسیار می خواهد، اما این چیزی از شرمندگی من به خاطر تاخیر زیاد در به روز رسانی کم نمی کند...

به بزرگواری خود مرا ببخشید...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت 15:27  توسط هوشنگ ایثاربخش  |