روزی که خبر چاپ نام ساختگی "خلیج عربی" در کنار نام همیشگی "خلیج فارس" در اطلس موسسه "نشنال جئوگرافيك" در ایران پیچید، یادتان هست؟
دیدید ایرانیان چه واکنشی نشان دادند؟ چه ولوله ای بود. همه درباره آن گفتگو می کردند. صدای اعتراضها بلند شده بود. وطن پرستی همه گل کرده بود: از مردم عادی گرفته تا دانشگاهيان و نظاميان و سیاستمداران و مذهبیها و دولتمردان.
وبلاگ نویسها نوشتند و طومار امضا کردند، ایرانیان مقیم خارج راهپیمایی کردند، برخی از دانشگاهیان داخل هم همین طور. ایمیلها و sms ها رد و بدل شدند، اینترنتی ها بمب گوگلی ساختند، امامان جمعه استکبار جهانی را محکوم کردند!، روزنامه ها نوشتند، همایشهای خلیج فارس برگزار شد، مقاله ها چاپ شدند، سفرا و نمایندگان ایران در خارج از کشور موظف شدند نقشه ها و اسناد مربوطه را از سراسر دنیا خریداری نمایند، تلویرزیون هم که در این مدت بیست و چند سال، ملیت را اساس بدبختی می دانست و تنها مساجدِ دوره صفویه را آثار باستانی ایران معرفی می کرد، به یکباره تخت جمشید و بیستون را نشان داد و آواز ایران ایران و "ای ایران ای مرز پر گهر" سر داد!، خلاصه... همه دیدید چه شد. و ما خوشحالیم که خلیج فارس ، خلیج فارس ماند و همیشه خواهد ماند. جهانیان در برابر وطن پرستی ما شگفت زده شدند و آن را ستودند. اما.......
اما افسوس، افسوس که در ایران همه چیز سیاسی می شود و هیچ چیز جایگاه واقعی خویش را ندارد. امروز همان خارجیها با تعجب و شگفتی می شنوند که ایرانیان می خواهند سر ِ برخی از بزرگ ترین آثار تمدن بشری را زیر آب کنند، چرا؟ برای چه؟ وطن پرستی ایرانیان چه شد؟ آیا راه شاهی، آثار تنگه بلاغی و پاسارگاد ایرانی نیستند؟ آیا ارزش آن از ارزش یک نام (خلیج فارس) کمتر است؟ این "یک بام و دو هوا" برای چیست؟
اکنون آنان که حقانیت ما را در مسئله خلیج فارس پذیرفتند، دوباره درباره آن تردید می کنند و حق دارند. ما به دست خویش داشته ها و سرمایه هایمان را نابود می کنیم و آنگاه داد "ای ایران" سر می دهیم. شما فکر می کنید جهانیان درباره ما چگونه می اندیشند؟
به نظر من هیچ ملتی در طول تاریخ ناشناخته تر و ناشناختنی تر از ملت ایران نبوده است. ما، ایرانیان، قهرمانان افراط و تفریط هستیم: زیاده روی و کم کاری. زیاده خواهی و قناعت. شورش و سکوت. شجاعت و ترسویی. وطن پرستی و بی تفاوتی ملی.
عیبی ندارد... آنقدر می نشینیم تا خبر غرق شدن تنگه بلاغی با بیش از ۱۳۰ اثر شناخته شده تاریخی، راه باستانی شاهی ، زیر آب رفتن پاسارگاد و تخریب تدریجی پرسپولیس را در BBC بخوانیم...
آشنايی بيشتر با پاسارگاد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 9:54  توسط هوشنگ ایثاربخش
|
تا می توانید به این عکس نگاه کنید و آن را در حافظه رایانه خود کپی کنید، زیرا ممکن است دیگر هرگز نتوانید آن را ببیند، زیرا قرار است این آثار بزرگ بشری و این میراث بزرگ تاریخی ایرانیان، به زودی نابود شوند...

چنانچه کار سد «سيوند» در استان فارس ــ که در آستانه آبگيری است ــ پایان یابد، برای هميشه آرامگاه کورش بزرگ، پادشاه قدرتمند هخامنشی، نابود مي شود. اين خبر را يک منبع مطلع در سازمان ميراث فرهنگی نیز اعلام کرده است.
با آبگیری این سد ،تعدادی از محوطه های باستانی کشف شده و کشف نشده در آب غرق شده و می شوند. این سد در منطقه ی « تنگه بلاغی » و در فاصله ی هشت کیلومتری پاسارگاد قرار دارد و محل عبور جاده شاهی است. کارشناسان معتقدند اگر این سد آبگیری کند، به غیر از پاسارگاد، رطوبت منطقه به پرسپولیس نیز آسیب می رساند.
در این میان برخی معتقدند آبگيري سد سيوند تا پايان سال جاري افزون بر نابود كردن تاريخ دو هزار ساله ايران, حيثيت جهاني ايران را نيز در معرض خطر قرار می دهد. پس از گذشت بيش از دو هزار سال هنوز سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي سنتي مانند گروههاي عشاير در اين منطقه حضور دارند و به علت بكر بودن اين تنگه و وجود شواهدي كه هنوز از گذشتههاي دور باقي مانده، مي توان تاريخ را تجسم كرد.
شايد بتوان گفت كمتر جايي در كشور وجود دارد كه به اين شكل تداوم زندگي را ميتوان به عينه در آن مشاهده كرد و به اين دليل تنگه بلاغي يكي از اماكن استثنايي كشور محسوب ميشود.
اين تنگه اولين جايي است كه ميتوان در مورد خصوصيات و نحوه زندگي مردم دوره هخامنشي اطلاعاتي به دست آورد كه در صورت توسعه كاووشها و مطالعات در اين منطقه ميتوان اطلاعات فراواني در خصوص مردم هخامنشي كسب كرد.
براساس نظر باستانشناسان و گياهشناسان، به علت بكر بودن تنگه بلاغي ، گياهاني در اين منطقه وجود دارد كه در صورت انجام مطالعات كامل بر روي آنها ميتوان به نوع گلها، درختان و پوشش گياهي كه در باغهاي پاسارگاد در زمان كوروش و داريوش وجود داشته، پي برد. با ساخت اين سد، نه تنها محوطه ای باستانی در دشت مرغاب، بلکه آرامگاه کوروش و تخت جمشيد نيز به زير آب خواهند رفت و به کلی محو خواهند شد.

در شرایطی که فضای سیاسی پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران همه چیز را تحت تاثیر قرار داده است، بسیاری از نهادهای جهانی نست به این موضوع واکنش نشان داده اند.« در حالی كه بخشهایی از بیش از یكصد مركز باستانی ایران ازجمله بنای پاسارگارد، شهری كه از سوی كوروش كبیر ساخته شده است، طی دو سال آتی توسط سیلابهای پشت سدها ویران میشوند. سازمان ملل از دانشمندان بینالمللی خواسته است تا آنجا كه میتوانند بر تلاش خود برای ثبت مراكز باستانی ایران بیفزایند. در اثر ساخت یك سد در تنگه بلاغی، جادهی باشكوه ایران باستان كه از تخت جمشید تا پاسارگاد امتداد دارد، ویران خواهد شد. سرعت ساخت این سدها و میزان خرابیای كه به بار خواهند آورد، دانشمندان و اعضای سازمان ملل را بهت زده كرده است. باستان شناسان ایرانی در این تنگه، ۱۲۹ مركز باستانی را معین كردهاند كه شامل كشفیات متعلق به دوران پیش از تاریخ تا آثار بهجا مانده از دوران سلطنت قاجارها است. وسعت این جادهی سنگ فرش قبلا كشف شده است؛ اما غارها، مسیرهای باستانی، تپههای ویژهی دفن مردهها، كانالها و سایر مراكزی كه تاكنون كشف نشدهاند نیز در این سیل از بین خواهند رفت. این در حالی است كه تاریخ نشان میدهد یك مسیر زیرزمینی نیز ویژه عبور پادشاه وجود داشته است كه هنوز كشف نشده است. »
همچنین یونسكو در این باره اعلام كرده است:« امیدوار است كاخها، باغها و معبد پایه گذار دوران سلطنتی هخامنشیان در مركز باستانی پاسارگاد احیا شود. شهر مذكور كه سال گذشته در لیست میراث فرهنگی جهانی یونسكو قرار گرفت، كمتر از سه مایل تا انتهای این تنگه فاصله دارد. این مركز امروزه از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا كه عدهای معتقدند مركز مذكور، پایتخت نخستین امپراتور آسیایی بوده است كه به گوناگونی فرهنگی مردمش احترام میگذارده است. »
با وجود همه اين مسايل، به نظر نمی رسد که کار ساخت سد سيوند متوقف شود؛ از يک سو مسئولان ساخت اين سد، آثار باستانی موجود در منطقه را کم اهميت توصيف کرده اند!!! و از سوی ديگر، حسين مرعشی، رييس سابق سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری تاکيد کرده که اين سازمان مانع آبگيری سد نخواهد شد، چرا که نمی توان سد سازی را فدای حفظ آثار فرهنگی و تاريخی کرد!!!!!
اکنون باید پرسید: آیا کشورهای پیشرفته نیز برای رسیدن به توسعه، بناهای تاریخشان را نابود کردند؟ آیا این بناها، موهبتهای الهی برای کسب درآمد و سرمایه برای پیشرفت نیستند؟ آیا در صورت مدیریت درست، درآمدهای جهانگردیِ بناها تاریخی بیش از در آمد حاصل از یک سد نخواهد بود؟ بسیاری از سدها امروزه به دلیل تغییر شرایط اقلیمی و آب و هوایی و کاهش بارش و عدم لایروبی، کارآیی خویش را از دست داده اند، اما آیا بناهای تاریخی با گذشت زمان ارزش و اعتبار خویش را از دست می دهند یا برعکس، با گذشت زمان بر ارزش و اعتبار آنها افزوده می شود؟ آیا بناهای تاریخی را می توان دوباره ساخت؟ آیا ما از بناهای تاریخمان که امروز نیز می تواند با مدیریت و استفاده درست، منبع بزرگ درآمدهای جهانگردی باشد، پاسداری خواهیم کرد؟ و یک پرسش دیگر: آیا اگر به جای این بناهای تاریخی و پرشکوهِ ایران باستان، مقبره یک امام زاده احتمالی در این مکان قرار داشت، باز کسی جرات می کرد چنین معامله ای با آن بکند؟
این وبلاگ را هم ببینید: http://www.shahrestani.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 11:3  توسط هوشنگ ایثاربخش
|