تبليغاتX
ایران من و شما

ایران من و شما

ای آزادی! من به دانستن از تو نیازمندم، بگو هر لحظه کجایی، چه میکنی تا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم

بايد كاري كرد، پيش از آنكه ديگر نتوان كاري كرد...


دقيقا همين را مي خواستند......مي خواستند كاري كنند كه ما ساكت شويم. سكوت كنيم . قهر كنيم . ديگر نخوانيم. ننويسيم. نگوييم. فقط ساكت باشيم و سردر آخور زندگي فرو كرده و بگوييم : اه كه اين سياست چقدر كثيف است. آنان اين جمله را در دهانمان انداختند: سياست كثافت است. سياست پدر و مادر ندارد.....
اما چطور است كه اين چيز كثيف براي آنان همه چيز شده است. هم پدر و هم مادر و هم دنيا و هم آخرت... .
و ما قول خورده ايم. ما با سرنوشت خود قهر كرده ايم. و اين افسارگسيختگان ، عنان سرنوشتمان را در دست گرفته اند و ما را تا اين سراشيبي سقوط كشانده اند. سقوط ارزشها. سقوط عاطفه. سقوط انسانيت. سقوط نوع دوستي. سقوط وطن پرستي. سقوط همه چيز... همه چيز.....

اما ديگر كافي است... . بايد كاري كرد، پيش از آنكه ديگر نتوان كاري كرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 22:56  توسط هوشنگ ایثاربخش  |