تبليغاتX
ایران من و شما دریغ است ایران که ویران شود ........ کنام پلنگان و شیران شود **** که این جایگاه سواران بدی ........ نشستنگه شهریاران بدی ***** چون ایران نباشد، تن من مباد ....... بر این بوم و بر، زنده یک تن مباد ***** اگر سر به سر تن به کشتن دهیم...........از آن به که کشور به دشمن دهیم
ایران من و شما
ای آزادی! من به دانستن از تو نیازمندم، بگو هر لحظه کجایی، چه میکنی تا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم
سوگند به قلم و آنچه می نگارند...
 
 (( ن والقلم و ما یسطرون ))

نامه احمدی نژاد به بوش را، با هر هدف و نیتی که نگاشته شده، باید به فال نیک گرفت. گویا سرانجام آنان که مدتها تنها قهر و شعار و فریاد و توهین و دشمن تراشی را الگوی رفتاری خویش در برابر دیگران کرده بودند و هر گونه دعوت به گفتگو و مذاکره و مصاحبه را گناهی نابخشودنی و مستوجب قهر الهی و حکومتی می دانستند، سرانجام به این نتیجه رسیده اند که انسانها می توانند با زبان و قلم با یکدیگر گفتگو کنند و با دلیل و برهان و منطق همدیگر را راضی یا مجاب سازند.

آنان که در مصاحبه ها و گزینشهای استخدامی و کاندیداتوری، هر کسی را که مذاکره با آمریکا را مجاز می دانستند، رد صلاحیت می کردند، آنانی که روزنامه نگاران را به اتهام تبلیغ مذاکره با آمریکا، دستگیر و زندانی و روزنامه ها را توقیف کردند، آنانی که عده ای را به سبب شرکت در یک کنفرانس و یا مصاحبه با یک روزنامه یا رادیو ی خارجی، مزدور، خائن، وطن فروش، غیرخودی، جاسوس ِ بیگانه و .... نامیدند و خائنین!! را به انفرادی افکندند ، کجایند که ببینند امروز احمدی نژاد برای رئیس جمهور (( شیطان بزرگ )) نامه نگاشته و در عنوان آن به جای نثار کردن فهش و ناسزا، از عبارت (( جناب آقای بوش )) استفاده کرده است. وای بر ما !!! باید کفن پوشید و فریاد (( واویلا )) و (( وا اسلاما )) سر داد به این بی ناموسی !!!

آری همه چیز نسبی است... . اگر خاتمی نامه به بوش نوشته بود و اگر او به خانمها اجازه ورود به ورزشگاه را داده بود، آنوقت می دیدید روحانیت بیدار و مردم همیشه در صحنه ( بخوانید دانش آموزان مدارس ابتدایی و راهنمایی و برخی کارمندان و کارکنان نهادها و ارگانهای خاص و نان خوران ...) چه به روز او  می آوردند.

به هر حال من نوشتن این نامه را به فال نیک می گیرم و از آقای بوش ــ که خواننده همیشگی این وبلاگ است!!!!!!! ــ می خواهم حتما جوابیه ای به این نامه بنگارد تا باب نامه نگاری و گفتگو باز شود و حکومتیتان بفهمند که قهر یا جنگ سرد در نظام بین الملل کنونی جایی ندارد و برآورنده منافع و مصالح یک ملت و کشور نیست و  با گفتگو با هر که می خواهد باشد، چه دشمن و چه دوست، می توان به نتایج بهتری رسید و گفتگو  به معنای (( زیر بار زور و سلطه رفتن )) نیست.

یا این جمله افتادم که: (( ما امیدواریم بشر به رشدی برسد که مسلسلها به قلم تبدیل شوند ... ))

والسلام


کاخ داريوش بزرگ در تنگه بلاغي کشف شد. http://www.chn.ir/news/?section=2&id=31390

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 8:59  توسط هوشنگ ایثاربخش |